مرتضى مطهري

57

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

است . عليهذاگو اينكه اكثر مردم مسلمان نيستند ولى مسلم به معنى خاضع در برابر حقيقت هستند و اين عدم مسلمانىشان به خاطر جهل قصورى است نه جهل تقصيرى . اكثريت مردم مقصر نيستند ، نه به اين نحو كه عناداً تقصير كنند و نه اينكه جهلًا تقصير كنند . قرآن كريم از مردمى تحت عنوان مستضعفين يا « * ( مرجون لامر الله ) * » نام مىبرد . ممكن است مستضعفين شامل همهء جهّال قاصر بشود ، همان طورى كه شامل ضعيف العقلها مىشود و ممكن است عنوان جهّال قاصر عليحده باشد كه علما به حكم عقل آنها را خارج دانسته‌اند و دليل عقلى هم اين است كه عقاب و عذاب فرع بر حالت عصيان و تمرد و قيام در برابر حقيقت است كه قرآن كريم نقل مىكند از قومى : . * ( و اذ قالوا اللَّهم ان كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء . ) * . و سابعاً اعمال كسانى كه نه داعى الهى دارند و نه داعى مادى و فقط به خاطر رحمتى كه بر قلب آنها مستولى است عملى را انجام مىدهند ، در نزد خدا محفوظ است و اين گونه اعمال نيز خالى از نوعى نورانيت و بهاء نيست . و ثامناً اتخاذ دين حق لازم است . اديان دنيا ولو اديانى كه همه ريشهء آسمانى دارند على السواء نيستند . هر دينى برنامهء روز معينى است و در عصر ما برنامهء روز ، دين اسلام يعنى دين خاتم است و معنى * ( لا اكراه فى الدين ) * - بر خلاف نظر امثال جرج جرداق - اين نيست كه مردم عقلًا يا شرعاً آزادند كه هر دينى را بخواهند انتخاب كنند از آن جهت كه اديان همه على السويه هستند ، نظير اختيارى كه يك نفر مقلد در تقليد چند نفر مجتهد متساوى دارد ، بلكه مقصود اين است كه ايمان و اعتقاد قابل اجبار و اكراه نيست . و تاسعاً بحث در اطراف اشخاص كه آيا فلان مخترع يا مكتشف